|
بغضی نشسته رو به خدا گریه می کند
معصوم عشق در همه جا گریه می کند مردی در اوج غربت خود در غیاب خلق در پای نخل های دعا گریه می کند امشب در اوج آتش و خون فکر می کنم شیری به چشم چاه چرا گریه می کند !؟ افسوس ـ مردمی که بردیدید از علی ! او دارد از گناه شما گریه می کند . مهدی جهان بخش ما چیزی از نگاه خسته ات نفهمیدیم
عمری نمک به روی زخم هات پاشیدیم از غصه مان کنار چاه گریه می کردی یکبار هم ولی به رویمان نیاوردی ما بانیان رنج های کوفه ات بودیم پاییز باغ های پر شکوفه ات بودیم با چشم های سردمان جوابتان کردیم با درد و رنج ذره ذره آبتان کردیم دستانمان پس از تو بی پناه را فهمید معنای بی نظیر تکیه گاه را فهمید بعد از تو غصه و عذاب پیر کردمان این قفل های لعنتی اسیر کردمان درمان درد های بی دوای این دنیا تنها به دست توست یک زمین و یک مولا بگذار دستهای تو پنا همان باشد فانوس چشم های روسیاهمان باشد مولای من !؟ به حق مهربانیت برگرد این قفل را کسی به جز تو وا نخواهد کرد طاهره رستمی تیغی که خون فرق ترا سر گشوده است
بر فرق خاک چشمه کوثر گشوده است ماهی که شد دو شقه به دست پیامبر یک شمه از عدالت حیدر گشوده است حکمت نیافته ست کلیدی بجز علی(ع) تا در به شهر علم پیمبر گشوده است بر دشمنان که باز شود عدلش آشکار بر شرق و غرب ـ تیغ دو پیکر گشوده است شب غرق پرسش است ـ شب کوفه تیره است یا کفتران آه علی(ع) پر گشوده است دستی که شب به داد فقیران رسیده است بازوی همتی است که خیبر گشوده است مولا به غربت تو شهادت که می دهد ؟ فردا که با تو مصحف داور گشوده است ؟ شب رفت و شرح غربت مولا تمام نیست گرچه قلم شکسته و دفتر گشوده است ... سعید یزدانی
|
|