|
خدايا به من توفيق تلاش در شکست، صبر در نا اميدي، رفتن بي همراه، جهاد بي سلاح، کار بي پاداش، فداکاري در سکوت، دين بي دنيا، مذهب بي عوام، عظمت بي نام، خدمت بي نان، ايمان بي ريا، خوبي بي نمود، عشق بي هوس، تنهايي در انبوه جمعيت و دوست داشتن بي آنکه دوست بداند، عطا کن …
” دکتر علي شريعتي “ من غلام قمرم غير قمر هيچ مگو سلام
حال همه ما خوب است ؛ ملالی نیست جز ؛ گم شدن گاه به گاه خیالی دور که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند . با این همه عمری اگر باقی بود ؛ طوری از کنار زندگی میگذرم ؛ که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد ؛ نه این دل ناماندگار بی درمان . تا یادم نرفته است بنویسم ؛ حوالی خوابهای ما سال پر بارانی بود . میدانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه ی باز نیآمدن است اما ؛ تو لااقل حتی هر لحظه ؛ گاهی ؛ هر از گاهی ؛ ببین انعکاس تبسم رویا شبیه شمایل شقایق نیست !؟ راستی خبرت بدهم خواب دیدم خانه ای خریده ام ؛ بی پرده ؛ بی پنجره ؛ بی در ؛ بی دیوار ..... بخند ؛ هی بخند بی پرده بگویم ؛ چیزی نمانده است من 45 ساله خواهم شد ؛ فردا را به فال نیک خواهم گرفت ؛ دارد همین لحظه یک فوج کبوتر سفید از روی سرمان رد می شود ؛ باد بوی نامهای کسان من می دهد . یادت می آید ؛ رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری !؟ نه عزیزم ؛ نامه ام باید کوتاه باشد ؛ ساده باشد ؛ بی حرفی از ابهام و آینه ؛ از نو برایت می نویسم حال همه ما خوب است اما تو باور نکن ....!؟ |
|