تبليغاتX
ناله هاي شبانه - نامه ای برای تو
سلام

حال همه ما خوب است ؛ ملالی نیست جز ؛ گم شدن گاه به گاه خیالی دور که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند .

با این همه عمری اگر باقی بود ؛ طوری از کنار زندگی میگذرم ؛ که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد ؛ نه این دل ناماندگار بی درمان .

 تا یادم نرفته است بنویسم ؛ حوالی خوابهای ما سال پر بارانی بود .

میدانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه ی باز نیآمدن است اما ؛ تو لااقل حتی هر لحظه ؛ گاهی ؛ هر از گاهی ؛ ببین انعکاس تبسم رویا شبیه شمایل شقایق نیست !؟

راستی خبرت بدهم خواب دیدم خانه ای خریده ام ؛ بی پرده ؛ بی پنجره ؛ بی در ؛  بی دیوار ..... بخند ؛ هی بخند

بی پرده بگویم ؛ چیزی نمانده است من 45 ساله خواهم شد ؛ فردا را به فال نیک خواهم گرفت ؛ دارد همین لحظه یک فوج کبوتر سفید از روی سرمان رد می شود ؛ باد بوی نامهای کسان من می دهد .

یادت می آید ؛ رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری !؟

نه عزیزم ؛

نامه ام باید کوتاه باشد ؛ ساده باشد ؛ بی حرفی از ابهام و آینه ؛ از نو برایت می نویسم

حال همه ما خوب است

                          اما

                              تو باور نکن ....!؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/17ساعت 0:29  توسط فرهاد  |